حکایت مردی که نه می گفت

بود در کشور افسانه کسی شهره در نه گفتن – نام می خواهی ؟ نه کام می جویی ؟ نه تو نمی هواهی یک تاج طلا بر سر ؟ نه تو نمی خواهی از سیم قبا در بر ؟ نه مذهب ما را می دانی ؟ نه خط ما می خوانی آیا ؟ نه – [...]

آواز کردی شهرام ناظری با ترجمه ی فارسی (شوئله ی نارِ عِشق پَر چی ﮊََه پُوسِم)

یاوَران مَسِم  (من مستم دوستان)  [2] مِن مَسِ مَخمور باده ی اَ لَسِم (من مست مخمور باده ازلی هستم) لوتفِ دوس هاما مُوحکَم گِرد دَه سِم (لطف دوست امد و محکم دستم را گرفت)  [2] ** فَرماوَه ساقی بلوا مینای مِن (ساقی گفت از مینای من بنوش ) سَرشار که سا غَر بِدهَ پَیا پِی [...]

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.