آری، من زنم

من زنم.

روزی که می ایستم در برابر ستم، و جلو می روم پیشاپیش ِ مردان، می شوم «شیرزن ایرانی»؛ اما دو روز که بگذرد و در کلام ها و شوخی ها دقیق شوی، می بینی که نگاه به من همان نگاه تحقیر آمیز گذشته است.

من زنم

روزی که ماموری دختری را می زند که  ممکن است خود من باشم یا دوستم یا خواهرم، حتی آنها که می خواهند از من دفاع کنند باز هم، جنس مرا (خواهر و مادر مامور)  مورد توهین قرار می دهند.

من زنم

من هنوز به خودی خود وجود ندارم. «ناموس» دیگران هستم. اعتبارم را از وابستگی به مردی کسب می کنم و «زن و دختر مردم» خطاب می شوم حتی به وسیله ی روشنفکرترین مردم سرزمینم.

من زنم

به استفاده شدن به عنوان ابزار خو گرفته ام. روزی، آنها که می خواهند پایه های حکومت خود را بر ذهن مردسالار شرقی بناکنند از لزوم به بند کشیدنم سخن می گویند و روزی دیگر، آنها که می خواهند با حکومت به مبارزه برخیزند، «قوانین حکومت در مورد مرا» به چالش می کشند. اما «من» در این میان هیچم، تنها ابزاری هستم برای رسیدن به هدف.

من زنم

اگر کلامی به اشتباه بگویم، آنگاه که از اشتباهم سخن می رود، بارها و بارها «زن بودنم» با واژگان مختلف* به رخم کشیده می شود.

آری، من زنم؛

و سرزمینم با من مهربان نبود. ولی من آن را خواهم ساخت آن گونه که خود دوستش می دارم با تمام زنانگی ام.

راییکا / آبان 1388

__________________

* خواهر، آبجی، بیگم، حاج خاتون، حاج خانوم یا در بهترین حالت خانم

14 پاسخ

  1. بسیار زیبا بود عزیزم
    اری درست گفتی متاسفانه حتی روشنفکرهای ما هم ازما
    استفاده ابزاری می کنند و می اید روزی که من و تو وتمام زنان ایرانی و تمامی زنان جهان حق خود را بگیرند.
    اری دوباره می سازیم وطنمان را ولی اینبار اجازه نمی دهیم که ما را نادیده بگیرند .این بار ما همه با هم مساوی هستیم درهمه چیز.
    به امید انروز که دیرهم نیست.
    پاینده و سرافراز باشی همیشه

  2. khyli ghashng bud damet garm,, mitonam sharesh konam ba esme khodet?,:D

  3. It is an strong assertion. True and painful. All of us should pay attention and do not stop pursuing a better world. Thank you.

  4. درود بر آنان که پسوند آدمی را آنچنان که شایسته ی آن است بر دوش می کشند . من قبل از آنکه زن باشم انسانم .
    انسانی که تعلقات انسانی را بدور از ذهنیت جنسیتی ، رنگ و نژاد ارج می نهد . به نظر نمی اید بصرف داشتن ظاهری رنانه ، به زنانه گی اندیشه رسید . در سیستمهای حکومتی جهان امروز شاهد برخوردهای زنانی هستیم که به غایت از مردان پیشی گرفته اند . در واقع زنانی بی تاریخ !!! شاید
    نتوان به این پرسش به سادگی پاسخ گفت که این تغیر از
    چه زمانی و تخت چه شرایطی صورت پذیرفته است . با نگاهی گذرا به اطرافمان » خانواده . محیط کار ، بخشهای فرهنگی و احتماعی و.. » میتوان این ادعا را بوضوح دید .
    با اینحال به نسل جوان امید دارم که در ایران فردا ضمن ارزش
    گداری به کرامت انسانی در رنگین کمانی اندیشه و مبلغ همجواری مسالمت آمیز خواهد شد . شاد باشید و سبز

  5. ممنون از لطف تمام دوستان.

  6. … و روزی دیگر، آنها که می خواهند با حکومت به مبارزه برخیزند، «قوانین حکومت در مورد مرا» به چالش می کشند. اما «من» در این میان هیچم، تنها ابزاری هستم برای رسیدن به هدف.

    قوانین حکومت در مورد زنان را اولین بار خود زنان به چالش کشیدند.به این دلیل ساده که این قوانین خیلی به نفع مردان است و آنان ته دلشان نمی خواهد این موقعیت برتر را از دست بدهند.از این به بعدش هم به نظر من بیشتر از هر کسی این وظیفه خود زنان است که تسلیم کلیشه های جنسیتی نشوند و مطالباتشان را وابسته به تایید مردان نکنند.
    به عنوان مثال می گویم نمی شود زنی حجاب را محافظت بداند یا بکارت را ارزش یا بخواهد نانخور شوهرش باشد، اما از سوی دیگر دم از برابر حقوق بزند و از وضعیت نابرابر ناله کند.

    • در اینکه قوانین زن ستیز هست و زن ها باهاش مخالفت می کنند که شکی نیست. هدف من بیشتر برجسته کردن نکاتی بود که در بحث های مختلف در دنیای مجازی دیده ام که می بینی دوستانی وقتی حرف از زنان می شه در بستراز این موضوع برای به چالش کشیدن حکومت استفاده می کنند و تو باور می کنی که حقیقتا هدف حقوق زنان هست ولی در رفتار و نگرشش همون افراد وقتی دقیق می شی، دربستری که فقط زن مطرح باشه و نه حکومت، می بینی که لایه های پنهان زن ستیزی درش دیده می شه. البته چه بسا خود فرد هم از این موضوع خبر نداشته باشه و واقعا خودش رو مدافع حقوق زنان بدونه که اتفاقا این خطرش بدتر ه چون به مثل یک بیماری تشخیص داده نشده می مونه که خطرش بیش از بیماری ای است که شناخته شده و در حال درمانش هستیم.

  7. بخش هایی از نوشته حرف حساب است و لاجرم بی جواب.ولی بخش هایی از آن هم رنگ و بوی این را داشت که این»دیگران»اعم از سنتی و روشنفکر دایم در پی کسب قدرتند و در این مسیر از هیچ نمی گذرند.این جای قضاوت کمی ناعادلانه است؛دوست عزیز.در این که به زنان(به شیوه های مختلف)در این کشور و خیلی جاهای دیگر ظلم می شود؛حرفی نیست.ولی چرا یک روشنفکر(از سنخ دیگران!!!)که در پی قدرت هم نیست؛باید از حقوق زنان دفاع کند؟چون او می داند تنها هنگامی می شود کمی از زندگی حرف زد که همه یکسان باشند.نگاه این «دیگران»و اعمالشان این قدرها هم بد نیست.ماموری که می زند همه را می زند.البته زنان را کمتر می زند.اما آن که به کمک آمده؛در هر حال می آمد.حتی اگر آسیب دیده زن نبوده باشد.

    • ولی بخش هایی از آن هم رنگ و بوی این را داشت که این”دیگران”اعم از سنتی و روشنفکر دایم در پی کسب قدرتند و در این مسیر از هیچ نمی گذرند.این جای قضاوت کمی ناعادلانه است

      دوست عزیز «دیگران» الزاما کل طبقه ی روشن فکر یا متوسط جامعه رو در بر نمی گیره ولی مجموعه ی چندان کم عضوی هم نیست و لایه های مختلفی هم داره یک نفر هست که اصولا 90 درصد رفتارش زن ستیز ه یک نفر هم هست در 10 در صد رفتارش چنین چیزی مشاهده می شه یکی هم 1 در صد. «دیگران» حتی الزاما دربرگیرنده ی مردان هم نیست. نوشته ی من بر اساس مطالبی است که در بحث های وبسایت بالاترین دیدم. برای تک تک جمله هام حداقل می تونم ده مثال براتون بیارم. اشکالی هم که وجود داره اینه که این مثال ها از بحث های آدمهای بی سواد هم نیست.

      دوست عزیز.در این که به زنان(به شیوه های مختلف)در این کشور و خیلی جاهای دیگر ظلم می شود؛حرفی نیست.ولی چرا یک روشنفکر(از سنخ دیگران!!!)که در پی قدرت هم نیست؛باید از حقوق زنان دفاع کند؟…

      موضوع همین ه کاوه جان. من احساس می کنم در بسیاری موارد وقتی دو المانِ 1-«به چالش کشیدن حکومت» و 2-«حقوق زنان» همزنان مطرح هست، خود شخص هم ممکن ه واقعا فکر کنه که آنچه در بحث می گه از انگیزه ی 2 ناشی شده و مدافع حقوق زنان هست. ولی اگر حقیقتا و در لایه های درونی ذهن این طور بود وقتی در بحث دیگری فقط المان دوم یعنی «زنان» مطرح بود (فرض کن یک عکس نیمه برهنه باشه و کامنتهای پای بحث برو بخون / یا بحث این باشه که زنان باهوش هستند یا نه / یا بحث …) باز هم باید همون رویکرد رو می داشت در حالی که اتفاقا در این موارد که ذهن زها تر هست و درونش رو بهتر بروز می ده می بینی که چه راحت توهین هاست که یکی پشت دیگری میاد. باور کن برای من تحمل «حجاب اجباری از سوی حکومت» راحت تر از تحمل توهین به عقلم به وسیله ی دوستانم هست.

      ماموری که می زند همه را می زند.البته زنان را کمتر می زند.اما آن که به کمک آمده؛در هر حال می آمد.حتی اگر آسیب دیده زن نبوده باشد.

      بحث مامور هم به بحث اون آزاده ای که در خیابان به کمک دختری می ره بر نمی گشت. بحث اینه که خیلی از دوستان وقتی فیلم موضوع رو می بینند به جای فحش دادن به مامور در مورد اینکه فلان کار رو با «مادر یا خواهر یا همسرش» باید انجام داد سخن می گویند. یعنی عمل اشتباه رو مامور انجام داده و باز هم در فکر هموظن روشنفکر من جور این عمل رو «زنان» وابسته به اون مامور باید بدهند.

  8. نخست آن که؛می دانم این روش صحیح تبادل افکار نیست.پس سعی می کنم خلاصه کنم.از این جا شروع کنیم: (باور کن برای من تحمل «حجاب اجباری از سوی حکومت» راحت تر از تحمل توهین به عقلم به وسیله ی دوستانم هست.)باور می کنم.به تقریب؛تمام پاراگراف نخست پاسخ شما را هم قبول دارم.قبول دارم چون حقیقت محض است و گاهی آن چنان آزار دهنده؛که باعث غثیان می شود.آزار دهنده است برای من؛چون نمی دانم چرا سعی نمی کنیم دیدگاهمان؛ذهنمان و دیدمان را انسانی کنیم.نمی دانم ولی سعی می کنم بفهمم.ولی در مورد پاراگراف دوم:بسیاری را می شناسم که این گونه نمی اندیشند.در واقع از نظر منطقی صغری؛کبری و نتیجه ی حاصله را برعکس می دانند و اعتقادشان نیز راسخ است.با حاکمیت مخالفند؛چون حقوق افراد را(می گویم افراد)رعایت نمی کند.در آن چه مربوط به کار من است و آن چه مربوط به کار همکاران و دوستانم است؛نسبت به قوانین ارث؛حضانت؛شهادت؛نکاح؛طلاق و….معترضم و در اعتراض خود صادق.چون آن را علیه نیمی از انسان های اجتماع می دانم.در مورد پاراگراف آخر هم؛حرفی نیست.بیشتر مردم این گونه اند.پس می پذیرم.در واقع؛من و شما هر دو از یک لیوان حرف می زنیم.اما هر کدام یک نیمه را می بینیم.بسیاری از اعمال و ذهنیات ذاتی هستند و حرفی در موردش نداریم.اما بخش اکتسابیش؛با پا گذاشتن به دوره ی مدرن؛تعدیل خواهد شد(امیدوارم البته).در پایان؛زنان در ایتالیا به خیابان آمدند و آن قدر ماندند که حق رای بگیرند.در ایران اما حق رای به زنان اعطا شد!!!کمپین یک میلیون امضا اولین جنبش واقعی زنان در ایران است و این خود از نشانه های ورود به دنیای مدرن است.پس زنده باد آینده.

  9. beautiful, I added your weblog to my favorite blogs :)

  10. دوست گرامی! درود بر شما.
    با انچه گفتی همرایم و همساز. ولی آنچه گفتی نه تنها در ایران که در سراسر جهان و در همه ی نژادها و نبارها و زبانها و دینها و آیینها و فرهنگ ها . به گونه هایی کمابیش همسان ؛ دیده می شود و گرچه دردناک است ولی راست است . و برای از میان بردن آن پیش از هرکس خود زنان و دختران باید پیشگام شوند. زیرا که به انگیزه ها و با شیوه های گونه گون ، از چندین هزاره پیش (از آغاز هنگامه ی » پدرشاهی / پدر تباری/ پدرسالا ری / مردسالاری» تا کنون خود زنان نیز با کارهایی که خود می دانی، خود بانوان و دوشیزگان نیز به بالندگی و گسترش این فرهنگ و باور یاری رسانده اند و به آنها چنین باورانده شده و باور کرده انده و پذیرانده شده و خود هم پذیرفته اند وکه جنس دوم باشند که زیر فرمان مرد باشند (به گفته ی عربی » مفعول» باشند و مردها » فاعل»!) که وابسته باشند به «مرد»ی . چنانکه تو هم به گونه ای دیگر گفتی؛ زنان و دختران تا کودکند و کوچک، «دختر» فلان مرد هستند، بزرگتر که می شوند اگر برادری داشته باشند چه بزرگتر چه کوچکتر، در جامعه/ محله می شوند » خواهر » فلان پسر» ( در برخی فرهنگها که دوست دختر بودن رواج دارد می شوند » دوست دختر فلان پسر»)ازدواج می کنند، «زن ِ(عیال ِ/زوجه ی / منکوحه ی/ …) فلان مرد ، بچه دار که می شوند (به ویژه ی فرزند پسر ) می شوند «مادر» فلان پسر … و این فرایند و روند بی هویتی از زایش تا مرگ آنها دنباله دارد و پس از مرگ هم (در همین ایران ، در نزد برخی مردمان، به ویژه در برخی شهرهای دین زده و » دار المومنین؛ من خود بارها به چشم خود دیده ام در آگهی های مرگ و مجلس سوگواری) نام شوهر (اگر نداشته باشند ) پدر یا پسر) را در آگهی مرگ آنها ، درشت تر و بزرگ تر!!! از نام خود زن می نگارند و حتا دیده ام که گاهی عکس پسر یا شوهر درگذشته اش (به سالها پیش)را چاپ می کنند در کنار یک عکس نمادین از خود او!
    گفتم که خود زنان با برخی کارها شان بیشتر این باور و فرهنگ را گسترش می دهند. خود را » ابزار» کرده اند : ابزار فرزندآوری، ابزار رفع نیاز جنسی مرد (به ویژه با فروختن تن و روح خویشچه در غالب روسپی گری و چه در غالب ازدواج و » مَهریه MAHRIYA که هیچ پیوندی هم با واژه مِهر پارسی ندارد و عربی است. هنگامی که دختری در برابر پول یا سکه یا هرچیز مادی به همسری مردی در می آید غیر مستقیم خود را بنده و برده و مِاک او و بخشی از دارایی ِ او کرده و مرد مالک آقا رییس و دارنده و صاحب او می شود. نخستین گام _ از دید من – برای از میان بردن این نابرابری جنسی و ستم تاریخی به زنان همین است که خود آنها هرگونه پرداخت هرچیزی را به نامهای گونان( مانند مهریه و شیربها ) ولی به یک خواست و هدف که خریدن تن و روان زن است، نپذیرند. دومین گام هم انجام ندادن کاری است که به چشم مردان نشانگر ابزار گونگی آنها باشد.( نمی دانم چرا زنها برخی از بخشهای بدنشان را به شیوه هایی به نمایش می گذارند که …) البته شاید بگویی مشکل از دید و نگاه مردان است ولی چرا در یک مجلس رسمی مردها کت و شلوار و کراوات می پوشند(با حجاب کامل اسلامی!!!!!!! تگردن پوشیده ) ولی در همان مجلس زنان لباسهای تن نما؟؟؟ اگر نیک بنگری می بینی
    بیشتر طراحان مد و سازندگان لباس زنانه مرد هستند و برترین های آن و نامدارترین هاشان هم » مرد» ؟؟؟؟!!!!! و لباسهای که _ برای نومنه – گاهی همه جای تن را می پوشاند و ناگهان سوراخی رئی سینه آن می گگذارند که …بگذریم. سخن بر سر حجاب داشتن نیست که من با شیوه اسلاممی اش به ویژه ناسازم. انسان آزاد است و باید باشد و من هم باورمندم به این ازادی. سخن من بر سر شیوه رفتار است در یک بستر فرهنگی . اشکال هم از فرهنگ است ولی چرا زنها خود به این فرهنگ ی بی فرهنگی! یاری می رسانند؟؟؟؟؟
    و در پایان بگویم پیشنهاد کنم که بروی و درباره ی ریشه های واژه های در پیوند با زن و مرد و ازدواج و آمیزش و رفتار جنسی و زناشویی پژوهشی کنی در دو یا سه یا چند زبان ( و فرهنگ / دین) مانند زبن فارسی / ایرانی ( و ریشه های باستانی آن)/ عربی / عبری( و زبانهای باستانی همخانواده ی انها = سامی) / انگلیس و فرانسه و ریشه های آن مانند لاتینی و همخانواده های آنها) من کمی این کار را کرده ام و در یافتم که در زبان و فرهنگ ایرانی در «سنجش» با سامی ها و حتا همخانواده ی پارسی / ایرانی یعنی زبان های اروپایی، زن و ازدواج و زنانگی جایگاه بالاتری داشته است. البته گفتم در سنجش زبانی که در فرهنگ هم نمود می یابد. م یدانی که زبان از ستونهای بنیانی هر فرهنگ و اندیشه است و با زبان می اندیشیم. برو این واژه ها را در چندین زبان برابر یابی و ریشه یابی کن. بی گمان به آنچه من رسدم تو هم می رسی. زن/ مرد . نر / ماده- /زناشویی و ازدواج و آمیزش جنسی و آمیزگران آن (men/ wo men/ mal/ fe mal) و واژه های مانند اینها .در درازنای تاریخ از زبان دیرین زمانه ها تا امروز!
    ه امید روزی که زن بودن و مرد بودن تنها نشانه ای طبیعی باشد و هر یک نیم نیم (50درسد 50درصد) کامل کننده ی یکدیگر .
    پدرود باشید و آزاد و اندیشمند و خردورز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.